گاهی “باید” اشتباه کرد!

بعضی کارها توی زندگی آدم هست که باید انجامش داد حتا اگر الان فکر میکنی اشتباه اند.

بعضی کارها ارزش این ریسک را دارند. شاید این لحظه ای که فکر میکنی اشتباه هستند داری اشتباه میکنی! پس باید انجامشان بدهی. باید انجامشان بدهی تا بعدها حسرت این را نخوری که توی آن لحظه اشتباه کرده بودی و آن کار درست بوده. کمی گیج کننده است!

اینها حرفهای من نیست. مربوط میشود به قسمتی از یک سریال به نام “How I met your mother” امروز داشتم قسمتی از این سریال را میدیم که مکالمه ای با مفهوم بالا در آن اتفاق میوفتاد. فکر میکنم این درست عین واقعیت است. به گذشته که برگردیم حتمن کارهایی بوده که یک روزی فکر میکردیم اشتباه بوده و انجامشان ندادیم و حالا بعد از مدتها شاید میدانیم که در واقع اشتباه هم نبوده و ای کاش به خودمان آن روز فرصت اشتباه کردن میدادیم.

این روزها دارم به خودم فرصت اشتباه کردن میدهم. کار آسانی نیست وقتی منطقت میگوید کاری اشتباه است و تو داری انجامش میدهی! اما تجربه ای است برای خودش…..