باید برگردم

باید توی این زمان نباشم باید برگردم برگردم به بیست ودو سالگی به یک روز قبل از دفاع پایان نامه ی کارشناسی. باید اشتباهاتم را از همانجا جبران کنم باید از پدر و مادرم خواهش کنم حتمن فردا توی مراسم…

خاطره ی شیرین “الهه خلیج”

بعضی روزها متفاوتند. بعضی روزها به خاطر حضور یه آدم متفاوتند. امروز برای من یه روز متفاوت بود. یه روز خوب که به دعوت یه دوست رفتیم تئاتر. تئاتر “الهه خلیج” که البته تنها دلیل رفتنم فقط این بود که دوستم گفت “میخوام برم این تئاتر رو ببینم تو هم میای؟”

روز اول

سلام امروز شروع یک روز تازه س. چند وقتی هست که این سایت رو برای خودم درست کردم اما نمی تونستم چیزی توش بنویسم، اینکه میگم نمی تونستم یعنی در واقع نمی خواستم ! این چند روز اخیر خیلی دلم…